با مامان سه تایی شام رفته بودیم بیرون. وقتی برگشتیم، دم در، موقعی که داشتی با مامان از روی موتور پیاده می شدی، محکم آستین منو گرفته بودی و نمی خواستی پیاده بشی. شب تولدت بود، برای همین بهت اجازه دادم برای اولین بار بشینی جلوی موتور و در حالی که فرمون رو با دو [...]