اولین مسابقات فوتبالی که یادم می آید، جام جهانی نود و چهار آمریکا بود، که البته آن موقع من اصلا اهل تماشای فوتبال نبودم. زمان امتحانات خرداد بود و همکلاسی ها با چه شور و هیجانی در موردش صحبت می کردند. جالب است که من با این اوضاع فعلی ام، آن موقع به این حرکات آن ها می خندیدم و نصیحتشان می کردم که مگر تماشای فوتبال چه سودی برای شما دارد که این جوری خودتان را حرص می دهید. بروید فوتبال را بازی کنید و کیفش را ببرید.

اولین باری که یک بازی فوتبال را دیدم و از آن خوشم آمد و تا پایان بازی تماشایش کردم، یکی از بازی های تیم ملی آلمان بود، در جام ملت های اروپای سال نود و شش. آن موقع تلویزیون مان یک توشیبای سیاه و سفید چهارده اینج بود که پدرم ان را گذاشته بود روی یک کمد تا از دست برادر کوچکم در امان باشد. نشسته بودم جلوی کمد و گردنم را یک چیزی در حدود چهل و پنج درجه  چرخانده بودم به سمت بالا تا تصویر تلویزیون در محدوده ی دیدم قرار بگیرد. خوب یادم است اولین بازیکنی که توجهم را در آن  بازی جلب کرد لوتار ماتئوس بود که به خاطر کیفیت بد صدای تلویزیون، من اسمش را به اشتباه، دکتر ماتئویس می شنیدم.

بعد از آن بازی بود که من به تماشای فوتبال علاقه مند شدم و بقیه ی بازی های آن جام را هم تا انتها دنبال کردم. در آن جام من طرفدار آلمان بودم و بازی های خاطره انگیزش را با دانمارک آن زمان که از حضور پیتر اشمایکل بهره می برد و بازی فینالش را با چک و گل فراموش نشدنی مارکو بوده را هرگز فراموش نمیکنم.

از آن زمان تا به حال، در هر دوره از جام های جهانی  واروپایی، یا از قبل از شروع تورنمنت یا با تماشای بازی های دور اول، تیمی را انتخاب می کردم و هوادارش می شدم. معمولا هم، تیمی که مورد حمایت من بوده، یا قهرمان شده یا نایب قهرمان. اما مسئله این جاس که در این دوره ی جام جهانی، واقعا هیچ تیمی نتوانست نظر من را جلب کند. همه ی بزرگان یکی یکی افتضاح به بار آوردند و حذف شدند. انگلیس، ایتالیا، فرانسه.

در همه ی جام های قبلی یک تیم بود که من دوست داشتم قهرمان بشود، اما در این جام، نه تنها دلم قهرمانی هیچ تیمی را نمی خواست، بلکه یک تیم بود که دوست داشتم قهرمان نشود. و آن تیمی نبود جز برزیل. از همان لحظه ای که متوجه شدم کارلوس دونگا، رونالدینیو را به تیم ملی دعوت نکرده دچار حیرت شدم. هر وقت تصویر این آدم را در تلویزیون می بینم، دوست دارم بگیرمش و یک دست کتک مفصل بزنمش، با آن لباس های آنتیک و ناهمگونش. واقعا حرص مرا در می آورد. مربی ای که بازیکنی به اسم رونالدینیو را به تیمش دعوت نکند، بهتر است برود یک دیوار پیدا کند و سرش را محکم به آن بکوبد ودر دم جان دهد و تیمش هم همه ی بازی هایش را ببازد و مفتضحانه حذف شود.

خوش بختانه ساعاتی قبل این آرزوی من به واقعیت تبدیل شد و برزیل در مرحله ی یک چهارم نهایی بازی را به هلند شناور واگذار کرد و حذف شد. چقدر من کیف کردم از دیدن قیافه ی دونگا بعد از سوت پایان بازی.

با این بازی ای که من از تیم هلند دیدم، مرا متقاعد کرد که هوادارش باشم، هرچند دو بازی دیگر تا قهرمانی اش نمانده.

پرافتخارترین تیم جهان حذف شد.

جرزینیو امشب در شبکه ی پنج

Self-painting

گاما
    ۱۱م تیر ۱۳۸۹ساعت ۷:۲۱ بعد از ظهر

حذف شد :D

خیلی هم خوب شد

    ۱۱م تیر ۱۳۸۹ساعت ۸:۲۱ بعد از ظهر

یعنی الان عزاداری؟:))

قضیه دقیقا برعکسه

بابا فرید
    ۱۱م تیر ۱۳۸۹ساعت ۸:۲۷ بعد از ظهر

بدجنس بودن خوب نیست . ولی الان خیلی بدجنسی ام گل کرد . خوشحالم از اینکه این مرد رندهای مرده خور (نه بازیکنان بیچاره تیم )طعم تلخ شکست را چشیدند

منم خوش حالم

    ۱۱م تیر ۱۳۸۹ساعت ۹:۵۵ بعد از ظهر

آهان پس خوش حالی؟زود باش شیرینی بده

نه دیگه نامردیه
یکی باخته و حذف شده ما شیرینی بخوریم؟

    ۱۱م تیر ۱۳۸۹ساعت ۱۰:۱۹ بعد از ظهر

کلن از فوتبال خوشم نمیاد و لذت نمیبرم گرچه از سن ۶ تا ۹ سالگی همیشه با بابام و دوستاش فوتبال بازی میکردم و تنها ادمی که هیچ وقت تو بازی ها غیبت نداشت پروانه بود حتی اگه باباش نمیومد!!!!
.
ولی خیلی خوشحالم که تو جزو دوستانی هستی که هنوز مینویسی … و هر روز بهتر از دیروز
و خوشحال تر از اینکه صفای سادگی رو یادت نرفته

عکستم خیلی خوشحاله … دوسش داشتم … از اون پسر بچه های تقسه که ادم دوست داره دائم سر به سرشون بزاره ….

اتفاقا بر خلاف عکسش پسر ساکت و مظلومیه
:دی

یک پسر شیمیایی
    ۱۱م تیر ۱۳۸۹ساعت ۱۱:۵۷ بعد از ظهر

سلام
سال ۹۰ ایتالیا
سال ۹۴ آمریکا
توی ایندکس فید هنوز ایتالیاست …

اشتباه لبی بود که همون موقع درستش کردم

    ۱۲م تیر ۱۳۸۹ساعت ۹:۵۳ قبل از ظهر

دقیقا.

من هم تو همه جام جهانی ها فقط منتظرم برزیل ببازد!

جام قبل هم که فرانسه حذفش کرد کلی ذوق کردم.

برزیل دیگر شورش را در آورده است

    ۱۲م تیر ۱۳۸۹ساعت ۲:۱۱ بعد از ظهر

این بچه ای که عکسش اینجاست کیه؟

رفقای قدیمی حسن الماسی دات آی ار همه این بچه رو می شناسن. خیلی هم خوب
امیرحسینه. خواهر زاده م.

فاطیما
    ۱۲م تیر ۱۳۸۹ساعت ۱۰:۰۲ بعد از ظهر

آرژانتین که لوله شد.
هلند بازی هاش واقعا عالیه. ولی جام فقط برازنده آلمانه و بس.
آلمان تو فینال هلند رو می پکونه. حالا ببین.

می بینم که تیمتون لوله شده و پکیده بعد حالا داری تیم عوض میکنی

    ۱۳م تیر ۱۳۸۹ساعت ۹:۱۶ قبل از ظهر

حسن ! ایران از جام جهانی حذف شده ؟! :-D

نه هنوز هست

    ۱۳م تیر ۱۳۸۹ساعت ۹:۱۶ قبل از ظهر

من شک ندارم وقتی داشتی امیرحسین رو رنگین مالون میکردی اونم تو رو رنگین مالون کرده …
نامردیه از اون حالتت عکس نذاری !

شکت واقعیت نداره احسان :دی

    ۱۳م تیر ۱۳۸۹ساعت ۱۱:۴۸ قبل از ظهر

سلام. چون کامنت های سایت دخترتان بسته است اینجا می نویسم. وقتی خواندید پاک بفرمایید.
گاز گرفتن ریحانه را جدی بگیرید. مخصوصا که می گویید خودش را هم گاز گرفت. بعضی وقت ها، اگر ساده از کنار این اتفاقات بگذریم، کم کم بزرگ می شوند و اصلاحش سخت تر. انشاالله که مشکل خاصی نباشد.

احتمالا به خاطر دندونه

فاطیما
    ۱۳م تیر ۱۳۸۹ساعت ۲:۳۵ بعد از ظهر

عمرا.
کدوم تیم رو منظورته؟
من از جام جهانی ۲۰۰۲ طرفدار آلمان بودم.
هیچ تیمی هم نمی تونه لوله اش کنه مگر با تقلب. ;-)

کی بود که تو کامنت دونی پست قبل گفته بود: آرژانتینته

    ۱۶م تیر ۱۳۸۹ساعت ۷:۳۶ بعد از ظهر

آقای الماسی سلام / در یکی از کامنتها در یکی دو ماه پیش گفتک اجازه استفاده از عکسهایتان در طراحی هایم را می دهید وشما گفتید به شرط معرفی و دیدن کار . در صورت اجازه قصد استفاده از این عکس را دارم و این هم لینک طرح:

http://irupload.ir/images/e0wlyvdliye38qa873bb.jpg

منتظر اجازه شما هستم.

سلام
مشکلی نیست
با همون شرطی که گفتم میتونید استفاده کنید

فاطیما
    ۱۷م تیر ۱۳۸۹ساعت ۸:۴۴ بعد از ظهر

من؟
پناه بر خدا.
من گفتم آرژانتینته؟؟؟؟؟
سوال کرده بودم لابد.
خودت خوب می دونی چقدر از مسی متنفرم. حالا مارادونای معتاد هم روش.
والا

یه جوری گفتی من فکر کردم طرفدار آرژانتینی

کامنت شما